مشاوره فردی

اهمیت مشاوره در این روزها….

همه انسان ها در زندگی با مشکلات، بحران ها و تعارض هایی دست و پنجه نرم می کنند. هیچ زندگی ای خالی از تنش نیست و موفق ترین و قدرتمندترین آدم ها هم گاهی مضطرب می شوند، شکست می خورند، غم های شدید را تجربه می کنند، کسی را از دست می دهند، به دنبال پاسخ برای سؤال هایشان می گردند، سردرگم می شوند و…

به بیانی ساده می توان گفت که همه ما در زندگی به کمک نیاز داریم و نمی توانیم به تنهایی از پس مشکلات بر بیاییم. اینجاست که مشاوره فردی می تواند یاری گر ما باشد. خوشبختانه در عصر حاضر فرهنگ استفاده از خدمات مشاوره فردی فراگیر شده و انسان ها به این باور رسیده اند که وقتی در مورد مسائل مهم زندگی به کمک نیاز دارند، بهتر است که به جای کمک گرفتن از یک دوست یا آشنا، از یک مشاور متخصص کمک بگیرند. کسی که در این رشته تحصیل کرده و صاحب تخصص و تجربه است.

مشاوره فردی چه کمکی به من می کند؟

مشاوره فردی به ما کمک می کند تا در بحران های زندگی احساس تنهایی نکنیم. این کاملاً درست است که در نهایت این خود ما هستیم که باید گره های روانی مان را باز و مشکلات شخصی مان را حل کنیم اما یک مشاور حرفه ای به ما کمک می کند که برای حل مشکلات وارد مسیر درستی شویم، به بیراهه نرویم، از راهکارهای روانشناختی سالم و مناسب استفاده کنیم، زودتر به نتیجه برسیم و حال خوبی را تجربه کنیم.

موضوعات مشاوره فردی:

موضوعات مشاوره فردی متعدد و متنوع اند و گستره ی وسیعی را در بر می گیرند. شاید بتوان گفت که هر مشکلی می تواند یک مشکل فردی باشد

اختلالات شخصیت عبارتند از مجموعه اختلال‌های روان شناختی که ویژگی اصلی آن‌ها رفتارهای خشک و غیرقابل انعطاف است. این رفتارها به اشخاص آسیب می‌رساند، چون مانع سازگاری آن‌ها با الزام‌های زندگی روزانه می‌شود و روابط آن‌ها را با دیگران مختل می‌سازد.

اختلال شخصیت

شخصیت، بیانگر آن دسته از ویژگی‌های فردی است که شامل الگوهای ثابت فکری، عاطفی و رفتاری است .این تعریف بیانگر آن دسته از ویژگی‌های فردی با ثبات چه در زمینهٔ فکری، رفتاری یا عاطفی است.

اختلال یا نابهنجاری بر اساس چهار خصیصه تعریف شده‌است که عبارتند از:

  1. پریشانی: تجربه عذاب هیجانی یا جسمانی، در زندگی متداول
  2. اختلال: کاهش توانایی فرد در انجام امور روز مره به‌طوری‌که نتواند کارهایش را به نحو مطلوب انجام دهد.
  3. به مخاطره انداختن خود و دیگران با کارهایی که انجام می‌دهند.
  4. لحاظ اجتماعی و فرهنگی غیرقابل قبول باشد.

اشخاصی که به اختلال‌های شخصیتی دچار هستند، صفات شخصیتی ناسازگارانه دارند و این صفت‌ها آن‌قدر ژرف و عمیق حکاکی شده‌اند که در برابر هرگونه تغییر و دگرگونی مقاومت می‌کنند. در بیشتر مواقع این اشخاص گمان می‌کنند دیگران باید تغییر کنند تا با آن‌ها مطابقت داشته باشند و نه بر عکس. اشخاص مبتلا به اختلال‌های شخصیت خود و دنیا را به گونه‌ای تفسیر می‌کنند که برایشان به شدت ناراحت‌کننده است یا توانایی آن‌ها را برای زندگی عادی از بین می‌برد. تجربه‌های ناسازگارانهٔ آن‌ها از خودشان و دنیا از کودکی و نوجوانی آغاز می‌شود و به‌تدریج و در همه جا بر زندگی‌شان تأثیر می‌گذارد. اختلال‌های شخصیت، انواع مختلف دارد و اندیشه، احساسات، و رفتارهای مورد تجربهٔ شخص بسته به نوع اختلال شخصیت می‌تواند متفاوت باشد. شخصیت می‌تواند سازگار یا ناسازگار باشد و این ارتباط نزدیکی با «انعطاف‌پذیری» دارد. اختلال شخصیت یعنی «رفتارهای ناسازگار و انعطاف‌ناپذیر در برخورد با محیط و موقعیت‌ها»

آنها ممکن است ناگهان حرفهایی بر اساس محیط فعلی خود بزنند که خود از آن حرف پشیمان شوند

ارتباط سازوکارهای دفاعی در اختلالات شخصیت با افسردگی و اضطراب

دفاع‌ها در موثرترین حالتِ خود به ویژه در افراد مبتلا به اختلال شخصیت می‌توانند اضطراب و افسردگی را به کلی از بین ببرند. پس یکی از دلایل عمده افراد مبتلا به اختلالات شخصیت از تغییر ندادن رفتارشان همین است که دست کشیدن از هر دفاع یعنی بیشتر شدن اضطراب و افسردگی خودآگاهانه آنها.

طبقه‌بندی اختلالات

بر اساس DSM-IV-TR ده اختلال شخصیت در سه گروه طبقه‌بندی شده‌است.

گروه A افراد عجیب و نامتعارف

گروه C افراد مضطرب و هراسان

سایر اختلالات شخصیت

ملاک‌های تشخیصی کلی برای اختلال شخصیت

  • الف- یک الگوی پایدار از رفتار و تجربهٔ درونی که به میزان قابل ملاحظه ای با انتظارات فرهنگی فرد مغایرت دارد. این الگو در دو (یا بیشتر از دو) *مورد از موارد زیر آشکار می‌شود:

* شناخت (یعنی راه‌های ادراک و تفسر خویشتن، دیگران و رویدادها(

* هیجان پذیری (یعنی دامنه، شدت، نااستواری هیجانی و مناسب بودن پاسخ هیجانی(

* کارکرد میان فردی

*   کنترل تکانه

  • ب- این الگوی پایدار در گسترهٔ وسیعی از موقعیت‌های شخصی و اجتماعی، انعطاف‌ناپذیر و فراگیر است.
  • ج- این الگوی پایدار از لحاظ بالینی به پریشانی یا اختلال قابل ملاحظه در کارکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه‌های مهم کارکرد منجر می‌شود.
  • د- این الگو، با ثبات و طولانی مدت است و آغاز آن را می‌توان دست کم در نوجوانی یا اوایل بزرگسالی جستجو کرد.
  • ه- این الگوی پایدار به نحو بهتری به عنوان جلوه یا پیامد اختلال روانی دیگر تبیین نمی‌شود.
  • و- این الگوی پایدار ناشی از اثرات فیزیولوژیایی مستقیم یک ماده (مانند سوء مصرف یک دارو، دارو درمانی) یا یک بیماری جسمانی (مانند آسیب سر( نیست.

جستارهای وابسته

  • اختلالات شخصیتی مرزی
  • اختلالات دو قطبی

    اختلالات شخصیت عبارتند از مجموعه اختلال‌های روان شناختی که ویژگی اصلی آن‌ها رفتارهای خشک و غیرقابل انعطاف است. این رفتارها به اشخاص آسیب می‌رساند، چون مانع سازگاری آن‌ها با الزام‌های زندگی روزانه می‌شود و روابط آن‌ها را با دیگران مختل می‌سازد.

    اختلال شخصیت

    شخصیت، بیانگر آن دسته از ویژگی‌های فردی است که شامل الگوهای ثابت فکری، عاطفی و رفتاری است .این تعریف بیانگر آن دسته از ویژگی‌های فردی با ثبات چه در زمینهٔ فکری، رفتاری یا عاطفی است.

    اختلال یا نابهنجاری بر اساس چهار خصیصه تعریف شده‌است که عبارتند از:

    1. پریشانی: تجربه عذاب هیجانی یا جسمانی، در زندگی متداول
    2. اختلال: کاهش توانایی فرد در انجام امور روز مره به‌طوری‌که نتواند کارهایش را به نحو مطلوب انجام دهد.
    3. به مخاطره انداختن خود و دیگران با کارهایی که انجام می‌دهند.
    4. لحاظ اجتماعی و فرهنگی غیرقابل قبول باشد.

    اشخاصی که به اختلال‌های شخصیتی دچار هستند، صفات شخصیتی ناسازگارانه دارند و این صفت‌ها آن‌قدر ژرف و عمیق حکاکی شده‌اند که در برابر هرگونه تغییر و دگرگونی مقاومت می‌کنند. در بیشتر مواقع این اشخاص گمان می‌کنند دیگران باید تغییر کنند تا با آن‌ها مطابقت داشته باشند و نه بر عکس. اشخاص مبتلا به اختلال‌های شخصیت خود و دنیا را به گونه‌ای تفسیر می‌کنند که برایشان به شدت ناراحت‌کننده است یا توانایی آن‌ها را برای زندگی عادی از بین می‌برد. تجربه‌های ناسازگارانهٔ آن‌ها از خودشان و دنیا از کودکی و نوجوانی آغاز می‌شود و به‌تدریج و در همه جا بر زندگی‌شان تأثیر می‌گذارد. اختلال‌های شخصیت، انواع مختلف دارد و اندیشه، احساسات، و رفتارهای مورد تجربهٔ شخص بسته به نوع اختلال شخصیت می‌تواند متفاوت باشد. شخصیت می‌تواند سازگار یا ناسازگار باشد و این ارتباط نزدیکی با «انعطاف‌پذیری» دارد. اختلال شخصیت یعنی «رفتارهای ناسازگار و انعطاف‌ناپذیر در برخورد با محیط و موقعیت‌ها»

    آنها ممکن است ناگهان حرفهایی بر اساس محیط فعلی خود بزنند که خود از آن حرف پشیمان شوند

    ارتباط سازوکارهای دفاعی در اختلالات شخصیت با افسردگی و اضطراب

    دفاع‌ها در موثرترین حالتِ خود به ویژه در افراد مبتلا به اختلال شخصیت می‌توانند اضطراب و افسردگی را به کلی از بین ببرند. پس یکی از دلایل عمده افراد مبتلا به اختلالات شخصیت از تغییر ندادن رفتارشان همین است که دست کشیدن از هر دفاع یعنی بیشتر شدن اضطراب و افسردگی خودآگاهانه آنها.

    طبقه‌بندی اختلالات

    بر اساس DSM-IV-TR ده اختلال شخصیت در سه گروه طبقه‌بندی شده‌است.

    گروه A افراد عجیب و نامتعارف

    گروه C افراد مضطرب و هراسان

    سایر اختلالات شخصیت

    ملاک‌های تشخیصی کلی برای اختلال شخصیت

    • الف- یک الگوی پایدار از رفتار و تجربهٔ درونی که به میزان قابل ملاحظه ای با انتظارات فرهنگی فرد مغایرت دارد. این الگو در دو (یا بیشتر از دو) *مورد از موارد زیر آشکار می‌شود:

    * شناخت (یعنی راه‌های ادراک و تفسر خویشتن، دیگران و رویدادها(

    * هیجان پذیری (یعنی دامنه، شدت، نااستواری هیجانی و مناسب بودن پاسخ هیجانی(

    * کارکرد میان فردی

    *   کنترل تکانه

    • ب- این الگوی پایدار در گسترهٔ وسیعی از موقعیت‌های شخصی و اجتماعی، انعطاف‌ناپذیر و فراگیر است.
    • ج- این الگوی پایدار از لحاظ بالینی به پریشانی یا اختلال قابل ملاحظه در کارکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه‌های مهم کارکرد منجر می‌شود.
    • د- این الگو، با ثبات و طولانی مدت است و آغاز آن را می‌توان دست کم در نوجوانی یا اوایل بزرگسالی جستجو کرد.
    • ه- این الگوی پایدار به نحو بهتری به عنوان جلوه یا پیامد اختلال روانی دیگر تبیین نمی‌شود.
    • و- این الگوی پایدار ناشی از اثرات فیزیولوژیایی مستقیم یک ماده (مانند سوء مصرف یک دارو، دارو درمانی) یا یک بیماری جسمانی (مانند آسیب سر( نیست.

    جستارهای وابسته

فشار روانی، تنیدگی یا استرس در روان‌شناسی به معنی فشار و نیرو است تنش و هر محرکی که در انسان ایجاد تنش کند، استرس زا یا عامل تنیدگی نامیده می‌شود. استرس یک فشار روانی و احساسی بیش از حد تحمل فرد است. در واقع استرس زمانی ایجاد می‌شود که ما نتوانیم با فشارهای کوچک کنار بیاییم. استرس در افراد مختلف متفاوت است، ممکن است عاملی برای فردی ایجاد استرس کند ولی در فرد دیگر، به هیچ عنوان استرس ایجاد نکند

هر چیزی می‌تواند جزو این فشار کوچک باشد مثلاً پول، کار، درس و … .

استرس می‌تواند روی رفتار شما تأثیر بگذارد یا روی عملکرد بدن شما حتی برخی می‌گویند می‌تواند روی اندام و زیبایی صورت شما تأثیر بگذارد.

علائم استرس تفکر نگران‌کننده، شامل اضطراب، مشکلات خواب، عرق کردن، از بین رفتن اشتها و مشکل در تمرکز حافظه است ومیتوند سبب به وجود امدن بعضی بیماری‌ها مانند ms بشود

تنش ایجاد شده در بدن و واکنش بدن را تنیدگی می‌گوییم به عبارتی هر عاملی موجب تنش روح و جسم و از دست دادن تعادل فرد شود، تنیدگی‌زا است. هنگام وارد شدن استرس بدن واکنش‌هایی از خود نشان می‌دهد تا تعادل از دست رفته را بازگرداند که این عمل استرس است.

تنیدگی واکنشی است که در فرد در اثر حضور عامل دیگری به وجود می‌آید و قوای فرد را برای روبه‌رو شدن با آن بسیج می‌کند و ارگانیزم (یا موجود زنده) حالت آماده باش پیدا می‌کند.

تغییر شغل، نقل مکان به یک شهر جدید، ازدواج،بازی‌های پر تنش، مرگ نزدیکان، و وجود یک بیماری بااهمیت در خانواده از جمله عوامل بیرونی رهاسازی فشارعصبی هستند. جالب آنکه حوادث شادی‌آور نیز می‌توانند به همان اندازه وقایع غم‌بار برای انسان فشارزا باشند برشور دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم از عوامل درونی می‌توان به ناراحتی‌های جسمانی یا روانی اشاره کرد. برخی از ویژگی‌های شخصیتی، مانند نیاز به‌دست آوردن رضایت دیگران نیز می‌توانند فشارزا باشند.

                                                                                                                                          

اضطراب یا تشویش یا دلشوره عبارت است از یک احساس منتشر، ناخوشایند و مبهم هراس و نگرانی با منشأ ناشناخته، که به فرد دست می‌دهد و شامل عدم اطمینان، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژی است. وقوع مجدد موقعیت‌هایی که قبلاً استرس زا بوده‌اند یا طی آن‌ها به فرد آسیب رسیده‌است باعث اضطراب در افراد می‌شود. همهٔ انسان‌ها در زندگی خود دچار اضطراب می‌شوند، ولی اضطراب مزمن و شدید غیرعادی و مشکل‌ساز است. تحقیقات و بررسی‌ها نشان می‌دهند که اضطراب در طبقات کم‌درآمد و افراد میان‌سال و سال‌خورده نسبت به بقیه افراد بیشتر دیده می‌شود.

استرس و اضطراب در لغت جنبیدن، لرزیدن، تپیدن، پریشان‌حال شدن، یکدیگر را با چیزی زدن، به هم واکوفتن، آشفتگی، بی‌تابی، ناآرامی است؛ این‌ها کلماتی هستند که در زندگی روزمرّه، برای توصیف حالات، احساسات و هیجانات می‌شوند. به‌طور مثال: هنگام سخنرانی در برابر جمع، هنگام امتحان، به خاطر مشکلات مالی، به دلیل تاُخیر سر یک قرار و …. امّا هنگامی که از این دو کلمه استفاده می‌کنیم، توجّه چندانی به تفاوت موجود میان آن دو نداریم؛ به عنوان مثال: هنگام سخن گفتن از مشکلات روانیِ شایع در کودکان و نوجوانان، باید دقیق‌تر بود و تفاوت میان استرس و اضطراب را به خوبی درک کرد. در روان‌شناسی، اضطراب مرحلهٔ پیشرفتهٔ استرس مزمناست و هنگامی به صورت یک مشکل بهداشت روانی در می‌آید که مثلاً برای فرد یا اطرافیانش رنج و ناراحتی به وجود آورد یا مانع رسیدن شخصی به اهدافش شود و همچنین مواقعی که انجام کارهای روزانه و عادّی مختل شوند.

اضطراب هنگامی در فرد بروز می‌کند که شرایط استرس‌زا در زندگی او بیش از حد طولانی شود یا به‌طور مکرّر رخ دهد، همچنین اگردستگاه عصبی بدن نتواند به مرحلهٔ مقاومت تنیدگی پایان دهد و بدن برای مدّتی طولانی همچنان بسیج باقی بماند، در این صورت بدن فرسوده و در برابر بیماری‌های جسمی و روانی (مانند اضطراب) آسیب‌پذیر می‌شود.

 

 

دلیل کارهایی که می‌کنیم چیست؟ چرا برخی از آدم‌ها موفق‌تر از دیگران هستند؟ یک دلیل مهم «انگیزه» است. انگیزه است که انسان‌ها را در همان سال‌های آغازین زندگی وا می‌دارد چیزهای نو را فرا بگیرند و رفتارهای گوناگونی بروز بدهند. انگیزه، نیرو محرکه‌ی ما برای تلاش و کسب و راز موفقیت است. با گذر زمان و در طول سال‌های رشد سعی می‌کنیم بفهمیم چه چیزهایی به ما انگیزه می‌دهند. برای موفقیت نیاز به انگیزه داریم؛ پس شناختن انواع انگیزه و شناسایی آنچه مایه‌ی انگیزش ماست، اهمیت دارد. برای آشنایی با انواع انگیزه این مطلب را از دست ندهید.

 انگیزه چیست؟چرا برای ادامه زندگی به انگیزه نیاز داریم؟

در تعریفی کلی انگیزه نیرویی است که ما را به عمل‌کردن وا می‌دارد. انگیزه باعث می‌شود تلاش کنیم و به‌ سوی موفقیت پیش برویم. انگیزه بر رفتار و توانایی‌هایمان در جهت رسیدن به هدف تأثیرگذار است.

انگیزه انواع گوناگونی دارد. هریک از انواع انگیزه به شکلی منحصربه‌فرد بر رفتار انسان تأثیر می‌گذارد. انسان از انواع گوناگون انگیزه تأثیر می‌پذیرد و نمی‌توان نوع خاصی از آن را برای همه تجویز کرد. به دلیل تفاوت‌های شخصیتی افراد، بهترین و الهام‌ بخش‌ترین نوع انگیزه در افراد مختلف متفاوت است.

 

خشم یا عصبانیت وضعیتی روانی‌است که درگسترهٔ آزردگی اندک تا غضب شدید می‌گنجد. معلول‌های فیزیکی خشم شامل، تندشدن ضربان قلب، افزایشفشار خون و میزان آدرنالین در خون است. از دید عده‌ای، خشم بخشی از واکنش مغز به بیمناکی‌اش از درد است. هنگامی که شخص خودآگاهانه تصمیم به اقدام می‌گیرد تا بلافاصله رفتار تهدیدکنندهٔ نیروی بیرونی دیگری را متوقف کند، خشم احساس غالب (رفتاری، ذهنی و کالبدشناختی) در وی می‌شود. خشم را یکی از حالات طبیعی انسان‌ها می‌دانند که در واقع راهی است برای نجات دادن یا حفظ کردن فرد از یک نگرانی یا خطری که در حال وقوع است. نمودهای خارجی خشم را در حالات چهره و بدن، واکنش‌های کالبدشناختی و گاه رفتارهای تهاجمی در ملأ عام می‌توان یافت. مثلاً جانوران و انسان‌ها صدایشان را بالا می‌برند، می‌کوشند که بزرگ‌تر جلوه کنند، دندان‌هایشان را برهم می‌سایند و خیره می‌شوند. خشمْ الگویی رفتاری‌است که برای مواجهه با تعرض‌کنندگان بروز داده می‌شود تا از رفتار تهدیدکننده‌شان دست کشند.

درمان افسردگی

 

افسردگی مشکل رایج دنیای امروز است که مربوط به سن و دسته خواصی از افراد نیست و بدتر اینکه بدون علائم آغاز می شود که درمان آن باید جدی گرفته شود.

افسردگی 

افسردگی که “افسردگی بالینی” یا “اختلال افسردگی” نیز نامیده می شود یک دوره غم و اندوه است که شامل از دست دادن علاقه به چیزهایی می شود که پیش از این باعث خوشحالی یا لذت می شدند. این احساسات معمولا به همراه یک سری علائم و نشانه های روانی و فیزیکی هستند. ممکن است بیش از دو هفته افسرده باشید، یا بیشتر اوقات احساس ناراحتی کنید و علاقه ، لذت خود را در فعالیت های معمول از دست داده باشید ، یا همچنین علائم و نشانه هایی را حداقل در سه گروه زیر تجربه کرده اید.

مهم است به یاد داشته باشید همه ما برخی از این نشانه ها را از زمانی به زمان دیگر تجربه می کنیم ، ممکن است ضرورتا به این معنا نباشد که شما افسرده هستید. به همان اندازه، کسانی که افسردگی را تجربه می کنند ، همه این علائم را نخواهند داشت.

رفتار یک فرد مبتلا به افسردگی

رفتاری که افراد افسرده دارند (در رده های سنی مختلف) شامل:

  1. بیرون نمی روند
  2. در کارهای مدرسه و محل کار مشارکت ندارند
  3. از خانواده و دوستان نزدیک خود کناره گیری می کنند
  4. داروهای مسکن مصرف می کنند
  5. فعالیت های لذت بخش همیشگی را انجام نمی دهند
  6. نمی توانند تمرکز کنند
  7. احساسات یک فرد مبتلا به افسردگی
  8. آسیب پذیر هستند
  9. نا امیدی در انها موج می زند
  10. عدم اعتماد بنفس واضح دارند
  11. غمگین و نارحت هستند

دلایل گوشه گیری و افسردگی

فکر می کنند شکست خورده اند ، اشتباه کرده اند ، هیچ اتفاق خوبی برایشان نمی افتد با خود می گویند بی ارزش هستم ، زندگی ارزش زندگی کردن ندارد ، مردم بدون من بهتر خواهند بود

از لحاظ فیزیکی همیشه خسته و مریض اند ، سردرد و ماهیچه درد ، بهم خوردن دل وروده ، مشکلات خواب ، از دست دادن یا تغییر اشتها ،کاهش وزن یا افزایش آن را دارند

اگر فکر می کنید شما یا فردی که می شناسید ممکن است دچار افسردگی باشد ، لیست را سریع، ساده و محرمانه آماده کنید تا بینش بیشتری پیدا کنید .

این چک لیست تشخیص را ارائه نمی دهد – چون باید متخصص بهداشت را ببینید – اما می تواند به هدایت و درک بهتراز احساس شما کمک کند .

تمام نشانه و علائم اصلی افسردگی

از نشانه های افسردگی می توان به علائم زیر نیز اشاره کرد:

تغییرات اشتها

مبتلایان به افسردگی در قالب مکانیسم مقابله، به کم خوری یا پرخوری روی می آورند. این تغییر اشتها می تواند منجر به کاهش یا افزایش وزن شدید شود.

اختلال در خواب

از علائم افسردگی باید به مشکلات خواب و بی خوابی اشاره کرد که در افراد مبتلا به افسردگی شایع است اما برخی از این افراد نیز بیش از حد معمول می خوابند.

کمبود اعتمادبه نفس

مبتلایان به افسردگی مدام در فکر کاستی ها و ناکامی هایشان هستند و احساس گناه و درماندگی شدید می کنند. افکاری مانند «من یه بازنده ام.» یا «دنیا جای خیلی ترسناکیه.» بر ذهن این افراد چیره می شود.

علت افسردگی و نا امیدی 

ناامیدی

افسردگی موجب می شود فرد احساس کند دیگر هیچ اتفاق خوشایندی در راه نیست. معمولا به دنبال این نگرش منفی، افکار خودکشی گرایانه بروز می کنند که باید بسیار جدی گرفته شوند.

درد در قفسه سینه

افسردگی می تواند خطر ابتلا به بیماری های قلبی را افزایش دهد. همچنین در افرادی که در گذشته تجربه حمله قلبی داشته اند احتمال ابتلا به افسردگی بیشتر است.

تغییرات حرکتی

برخی مبتلایان به افسردگی به لحاظ قوای جسمی تحلیل می روند یا دچار بی قراری حرکتی می شوند، مثلا ممکن است صبح خیلی زود بیدار شوند و ساعت ها در اتاق قدم بزنند.

خستگی و بی حالی

اگر احساس خستگی زیادی می کنید به گونه ای که قادر به انجام کارهای روزمره ی خود نیستید، حتی وقتی که خواب و استراحت کافی داشته اید، می تواند از نشانه های افسردگی باشد.

احساس درد در عضلات و مفاصل

زندگی کردن با دردهای مداوم احتمال ابتلا به افسردگی را افزایش می دهد ؛ همچنین افسردگی نیز می تواند باعث ایجاد درد در بدن شود. احتمال ابتلا به دردهای مکرر در افرادی که افسردگی دارند سه برابر بیشتر از افراد معمولی است.

افسردگی های مربوط به زنان

عدم تمرکز

برخی مبتلایان به افسردگی حاد قادر به تمرکز نیستند. گاهی این افراد در روزنامه خواندن یا دنبال کردن ماجراهای سریال های تلویزیونی نیز دچار مشکل می شوند و تصمیم گیری ها، حتی تصمیمات پیش پا افتاده، برای شان دشوار می شود.

انواع افسردگی و آنچه باید در موردش بدانید

اختلال اصلی افسردگی

در یک سال، بیش از 16 میلیون آمریکایی ( اکثر آن ها زنان ) این نوع افسردگی را تجربه می کنند که به افسردگی بالینی مشهور است. تحت معیارهای تشخیصی که توسط انجمن روان پزشکی آمریکا منتشر شد ، افراد باید حداقل پنج بیماری را برای دو هفته یا بیشتر تشخیص دهند که مبتلا به اختلال افسردگی شدید هستند. این نشانه ها می توانند شامل احساس ناراحتی، پوچی، بی ارزشی، ناامیدی و احساس گناه، از دست دادن انرژی، اشتها و یا علاقه به فعالیت های لذت بخش باشند ؛ تغییرات در عادات خواب و فکر مرگ و خودکشی. اغلب موارد ، بسیار قابل درمان هستند.

اختلال افسردگی اصلی دو نوع فرعی دارد که شامل:

افسردگی غیرمعمول ” و ” افسردگی سودا ” است

افرادی مبتلا به به نوع اول دوست دارند فقط غذا بخورند و بخوابند و به گفته ی دکتر نوبل آن ها واکنش احساسی دارند و بسیار نگران هستند.

افرادی که در گروه دوم هستند دچار مشکل خواب می شوند و به گناه فکر می کنند. بزرگسالان جوان مبتلا به افسردگی غیرمعمول هستند و نوع سودا اغلب در سالمندان دیده می شود.

دلایل افسردگی حاد 

افسردگی شدید (حاد)

داشتن علائم افسردگی در بیشتر زمان روز به مدت حداقل دو هفته که با کار، خواب و خوراک، درس و لذت شما از زندگی تداخل پیدا می کند

افسردگی مزمن

داشتن علائم افسردگی که بیش از دو سال طول بکشد نشان از داشتن افسردگی مداوم دارد.

اختلال افسردگی پایدار

افرادی که مبتلا به اختلال افسردگی مزمن هستند در بیشتر روزها حالت افسردگی دارند و حداقل دو نشانه افسردگی طی دو سال یا بیشتر طول می کشد. دکتر نوبل توضیح می دهد:” در کودکان و نوجوانان، به نام افسرده خویی می شناسند اگر علائم زودرنجی یا افسردگی برای یک سال یا بیشتر دوام بیاورد .”

برای تشخیص این نوع افسردگی، افراد باید دو مورد از موارد زیر را داشته باشند:مشکلات خواب ( کم خوابی یا پرخوابی )؛ انرژی کم یا خستگی؛ عزت نفس پایین؛ تمرکز ضعیف و یا دشواری تصمیم گیری؛ و احساس ناامیدی.

معمولا به درمان ترکیبی دارو و روان درمانی نیاز دارد 

اختلال افسردگی قبل از قاعدگی

10 ٪ زنان در سن بارداری اختلال را تجربه می کنند . این شکل شدید می تواند منجر به افسردگی، ناراحتی، اضطراب، یا زود رنجی، و همچنین دیگر علائم شدید در هفته قبل از قاعدگی شود.

دوروسی ، استادیار روان پزشکی و علوم رفتاری در دانشکده پزشکی فینبرگ دانشگاه در شیکاگو، می گوید :” این می تواند واقعا ناراحت کننده باشد ، از کار انداختن، و تداخل در زندگی روزانه یک زن. “

افسردگی در دوران قائدگی

دانشمندان بر این باورند این زنان ممکن است حساسیت غیر عادی نسبت به تغییرات هورمونی در طول چرخه قاعدگی داشته باشند. دکتر سیت می گوید استفاده از داروهای ضد افسردگی بویژه بازدارنده های انتخابی بازجذب سروتونین، در دو هفته قبل از دوره شان و در طول ماه می تواند بسیار موثر باشد. انواع خاصی از جلوگیری بارداری نیز ممکن است کمک کند. محققان دانشگاه کالیفرنیا سن دیگو در حال بررسی استفاده از روش درمانی سبک برای بهبود کیفیت خواب و خلق وخو

در زنان هستند.

افسردگی پرینتال

زنانِ دچار این افسردگی، دوران کاملی از افسردگی حاد را در دوران بارداری و پس از زایمان تجربه می کنند.

افسردگی دو قطبی

نوسانات گسترده در حالت و انرژی، از شادی به ناامیدی، نشانه افسردگی قطبی هستند که اختلال دوقطبی و یا بیمار افسرده نامیده می شوند. برای تشخیص این نوع افسردگی، فرد باید حداقل یک دور از جنون را تجربه کرده باشد. دو قطبی معمولا در بزرگسالان نشان داده می شوند. در حالی که زنان و مردان مبتلا برابر تشخیص داده می شوند، مطالعات به تفاوت های جنسیتی ممکن اشاره می کنند:به نظر می رسد مردان بیشتر رفتار شیدا یی دارند. دو قطبی ها معمولا بدون درمان شدن بدتر می شوند اما می توانند با متعادل کننده و داروهای تجویز شده ، داروهای ضدروان پریشی، و صحبت درمان شوند

اختلال حواس درهم گسیخته

جیغ کشیدن و عصبانیت می تواند ویژگی های اختلال روحی ، باشد که نوعی افسردگی در کودکانی که با تنظیم احساسات خود مبارزه می کنند ، تشخیص داده می شود. علایم دیگر شامل حالت عصبانی در اغلب روزها تقریبا هر روز و دچار مشکلات در مدرسه، خانه و یا با همسالان خود می شوند.

دکتر نوبل می گوید:” اینها کودکانی هستند که دارای طغیان های عاطفی قوی هستند ، ” آن ها قادر نیستند احساسات خود را مهار کنند، بنابراین آن ها ” بر روی احساسات خود عمل می کنند.

در حال حاضر، این افسردگی با دارو، روان درمانی، و آموزش والد در مورد نحوه مقابله موثر با رفتار تند کودکان درمان می شود.

افسردگی پس از زایمان

تولد کودک باعث شادی عظیمی می شود اما گاهی اوقات می تواند منجر به افسردگی پس از زایمان شود، نوعی که در چهار زن و یک نفر در هشت مرد اثر می گذارد. در زنان، افسردگی پس از زایمان ممکن است با تغییر در هورمون ها، خستگی و عوامل دیگر ایجاد شود. در مردان، محیطی است که با تغییر نقش ها و تغییر سبک زندگی که همراه با والدین است، ایجاد می شود.

افسردگی روحی هر زمانی در سال اول پس از تولد کودک شروع می شود، هر چند که به زودی پس از وضع حمل ظاهر می شود. احساسات شدید اندوه، اضطراب و خستگی شدید می توانند با زندگی روزمره تداخل پیدا کنند.

علت افسردگی فصلی

افسردگی یا اختلال عاطفی فصلی

حتما چیزهایی در مورد افسردگی فصلی شنیده اید ،اختلال عاطفی فصلی نوعی افسردگی است که معمولا در پاییز یا زمستان رخ می دهد. به همراه تغییر در حالت روحی ، مبتلایان به این بیماری ، انرژی کم دارند. آن ها ممکن است پرخوری، خواب آلوگی ، میل به مصرف کربوهیدرات، افزایش وزن، یا کناره گیری از تعامل اجتماعی داشته باشند.

زنان و بزرگسالان جوان در معرض خطر بیشتر این بیماری هستند. . این بیماری پس از دو سال تکرار، علایم فصلی ، تشخیص داده می شود. در حالی که علت دقیق مشخص نیست، تحقیقات نشان می دهند ممکن است مربوط به عدم تعادل سروتونین در مغز باشد. با زیاد بودن مقدار هورمون خواب و میزان ناکافی ویتامین د نیز ممکن است ایجاد شود. درمان این بیماری ساده و گاهی اوقات با دارو است.

افسردگی و روان پریشی

افسردگی که منجربه اختلال خلق و خوی ناشی از مواد

استفاده یا سو استفاده از مواد مخدر می تواند حالت شما را تغییر دهد. علایم، مانند افسردگی، اضطراب و از دست دادن علاقه در فعالیت های لذت بخش ، به طور معمول پس از مصرف یا سو استفاده مواد ظاهر می شوند.

موادی که می توانند به این نوع افسردگی منجر شوند شامل الکل، شبه افیونی و بنزو دیازپین ( که روی سیستم عصبی مرکزی عمل می کنند ).

برای تشخیص فرد مبتلا، پزشکان باید علل بالقوه افسردگی را از بین ببرند افسردگی باید به اندازه کافی شدید باشد تا با فعالیت های روزانه تداخل داشته باشد.

افسردگی همراه با روان پریشی

افراد مبتلا به افسردگی روانی ، افسردگی شدیدی را همراه با جنون دارند که به صورت از دست دادن لمس با واقعیت تعریف می شود. نشانه های روان پریشی معمولا شامل توهمات ( دیدن و یا شنیدن چیزهایی هستند که واقعا وجود ندارند ) و هذیان ( باورهای غلط درباره چیزهایی که اتفاق می افتد )

یکی از بیماران دکتر نوبل دو سال بعد از شروع درمان، اعتراف کرد که یک سال که هر چیزی را که پدرش می پخت را نمی خورد زیرا فکر می کرد او را مسموم می کند. روشن بود؛ او به سادگی از افسردگی روانی رنج می برد که به طور کامل درمان نشده بود.

پزشکان معمولا داروهای ضد افسردگی و داروهای ضدروان پریشی را برای درمان افسردگیروانی تجویز می کنند.

افسردگی در افراد مسن

افسردگی ناشی از بیماری

مقابله با یک بیماری مزمن مزمن، مانند بیماری های قلبی، سرطان، سفت شدگی بافتها، و HIV / AIDS ممکن است ناامید کننده باشد.

در حال حاضر شواهدی وجود دارند که التهاب مرتبط با بیماری ممکن است در افسردگی نیز نقش داشته باشد . دکتر نوبل توضیح می دهد التهاب سبب آزاد شدن مواد شیمیایی ویژه ای توسط سیستم ایمنی می شود که به مغز وارد و منجر به تغییرات مغزی می شود که می تواند افسردگی را در برخی افراد به طور خاص تشدید یا تشدید کند. او می گوید داروی ضد افسردگی ممکن است به طولانی کردن زندگی خود کمک کرده و توانایی خود برای عملکرد را بهبود بخشد درمان می تواند به بسیاری از بیماران کمک کند که با بیماری های روانی و جسمی کنار بیایند.

دانشمندان معتقدند عوامل متعددی در ابتلا به افسردگی نقش دارند.

ضربه ی روحی و احساسی

ضربه ی روحی در سنین پایین می تواند منجر به تغییرات درازمدت در نوع واکنش مغز نسبت به ترس و استرس شود. به دلیل این تغییرات مغزی، احتمال بروز افسردگی در افرادی که سابقه ی ترومای دوران کودکی دارند، بیشتر است.

ژنتیک

در برخی موارد، اختلالات خُلقی و افکار خودکشی گرایانه ممکن است زمینه ی ژنتیکی داشته باشند، اما ژنتیک فقط یکی از عوامل افزایش دهنده ی خطر ابتلا به افسردگی است. 100درصدِ ژن های دوقلوهای همسان با یکدیگر تشابه دارند، در حالی که فقط 30درصد احتمال می رود هر دو نفرشان به افسردگی مبتلا شوند. علائم افسردگی در افرادی که زمینه ی ژنتیکی دارند، معمولا در سنین پایین تر ظاهر می شود. ناگفته نماند که علاوه بر عامل ژنتیک، عوامل دیگری نیز مانند شرایط و اتفاقات زندگی در ابتلای این افراد به افسردگی مؤثر هستند.

علت افسردگی عاطفی و طلاق عاطفی

شرایط زندگی

وضعیت تأهل، موقعیت مالی و مکان زندگی از جمله عوامل تأثیرگذار در بروز افسردگی هستند. اما این فرضیه نیز همواره مطرح است که شاید بتوان برعکس، افسردگی را عامل بروز شرایط نامساعد زندگی دانست. مثلا شیوع افسردگی در افراد بی خانمان بیشتر است، اما در برخی موارد نیز احتمال می رود که خودِ افسردگی عامل آوارگی این افراد بوده باشد.

ساختار مغز

مطالعه ی تصاویر مغزی حاکی از کاهش فعالیت لوب پیشانی مغز در مبتلایان به افسردگی است. همچنین گفته می شود الگوهای مغزی این افراد هنگام خواب متفاوت است. افسردگی در طرز پاسخگویی غده ی هیپوفیز و هیپوتالاموس نسبت به تحریکات هورمونی نیز تغییر ایجاد می کند.

سایر شرایط پزشکی

احتمال ابتلا به افسردگی در افرادی که سابقه ی ابتلا به اختلالات خواب، درد مزمن، اضطراب یا اختلال کم توجهی –بیش فعالی (ADHD) دارند، بیشتر است.

رابطه افسردگی و مصرف مواد مخدر

مواد مخدر

اعتیاد به مواد مخدر احتمال ابتلا به افسردگی را افزایش می دهد.

9 روش درمان افسردگی بدون دارو و هیچ هزینه ای

  1. برنامه روتین داشته باشید

لان کوک، روان پزشک و مدیر برنامه تحقیق و درمان افسردگی در UCLA می گوید :اگر افسرده هستید ، به یک برنامه روتین نیاز دارید.

افسردگی می تواند ساختار زندگی را از بین ببرد. . تنظیم یک برنامه روزانه آرام می تواند در بازگشت به مسیر کمک کند.

2.اهداف را مشخص کنید

زمانی که افسرده هستید ممکن است احساس کنید نمی توانید چیزی را به دست آورید. این باعث می شود در مورد خودتان احساس بدتری داشته باشید. برای عقب راندن، اهداف روزمره برای خودتان تعیین کنید.

کوک می گوید:” از کم شروع کنید. هدف خود را به چیزی تبدیل کنید که بتوانید در آن موفق شوید، مانند شستن ظروف یک روز در میان

همان طور که هنگام شروع احساس بهتر ی می کنید می توانید اهداف روزمره را به چالش بکشید.

افسردگی در دوران کودکی

3.ورزش

به طور موقت ترشح هورمون اندورفین واحساس خوب را افزایش می دهد. هم چنین ممکن است فواید بلند مدت برای افراد مبتلا به افسردگی داشته باشد. کوک می گوید ورزش منظم مغز را تشویق می کند تا به روش مثبت تغییر شکل دهید.

چقدر به ورزش نیاز دارید ؟ نیازی نیست برای کسب منفعت در دوی ماراتن شرکت کنید. چند بار پیاده روی در هفته می تواند کمک کند.

  1. غذای سالم بخورید

هیچ رژیم جادویی وجود ندارد که افسردگی را رفع کند. ایده خوبی است که ببینید چه چیزی می خورید. اگر افسردگی باعث پرخوری شما می شود، کنترل اشتها کمک می کند احساس بهتری داشته باشید.

با اینکه هیچ چیز قطعی نیست، کوک می گوید غذاهایی با اسیدهای چرب امگا 3 ( مثل قزل آلا و tuna ) و اسید فولیک ( مانند اسفناج و آووکادو ) می تواند به تسکین افسردگی کمک کند.

درمان افسردگی با مصرف غذای سالم 

5.به اندازه کافی خوابیدن

افسردگی می تواند آن را دشوار کند تا با چشم بسته به اندازه کافی بخوابید ، خواب بسیار کم می تواند افسردگی را بدتر کند.

چه کار می توانید بکنید ؟ با ایجاد تغییراتی در سبک زندگی ، شروع کنید. به رختخواب بروید و هر روز همان زمان بیدار شوید سعی کنید چرت نزنید. همه عوامل حواس پرتی را از اتاق خواب بردارید، نه کامپیوتر و نه تلویزیون. به مرور زمان می توانید خواب خود را بهبود بخشید.

6.مسئولیت برعهده بگیرید

زمانی که افسرده هستید، ممکن است بخواهید از زندگی کناربکشید و مسئولیت های خود را در خانه و سر کار رها کنید. این طور نیست. مشارکت داشتن و داشتن مسئولیت های روزانه می تواند کمک کند تا سبک زندگی خود را حفظ کنید ، می تواند به مقابله با افسردگی کمک کند. آن ها به شما کمک می کنند و حس موفقیت به افراد می دهند.

7.افکار منفی را به چالش بکشید

در مبارزه با افسردگی، بسیاری از کارها در حال تغییر ذهنی هستند. زمانی که افسرده هستید، به بدترین نتیجه ممکن دست پیدا می کنید.

دفعه بعد که در مورد خودتان احساس بدی دارید، از روش منطقی به عنوان درمان طبیعی افسردگی استفاده کنید.

ممکن است احساس کنید کسی شما را دوست ندارد ، اما آیا شواهدی وجود دارد ؟ ممکن است احساس کنید فرد بی ارزشی روی سیاره زمین هستید، اما آیا این واقعا محتمل است ؟

تمرین کنید، به مرور زمان می توانید افکار منفی را قبل از اینکه از کنترل خارج شوند، عقب بزنید.

قبل استفاده از مکمل ها به پزشک مراجعه کنید “. این شامل روغن ماهی، اسید فولیک و SAMe است. اما قبل از اینکه مطمئن شویم تحقیقات بیشتری باید انجام شود. قبل از شروع هر گونه مکمل به پزشک مراجعه کنید ، به خصوص اگر در حال حاضر دارو مصرف می کنید.

درمان افسردگی با ورزش و شادی

8.کار جدید انجام دهید.

زمانی که افسرده هستید، وضعیت بد است. خود را مجبور کنید تا کاری متفاوت انجام دهید. به موزه بروید. کتاب مورد استفاده را بردارید و روی نیمکت پارک بخوانید. کلاس زبان بروید.

کوک می گوید:” وقتی خود را برای انجام کاری متفاوت به چالش می کشیم، تغییرات شیمیایی در مغز وجود دارد. امتحان کردن چیزی جدید سطح دوپامین [ شیمیایی مغز ] را تغییر می دهد که با لذت، و یادگیری مرتبط است .”

9.سعی کنید سرگرمی داشته باشید

اگر افسرده هستید، وقت خود را صرف چیزهایی کنید که از آن لذت می برید. اگر دیگر هیچ چیز جالب به نظر نمی رسد ? کوک می گوید :” این فقط نشانه افسردگی است. ” به هر حال باید سعی کنید.

افسردگی بیماری مخربی است که معمولا به درمان جواب می دهد، فقط کافی است با مراجعه به مراکز درمانی نسبت به پیگیری بیماری خود کوشا باشید.

روش های درمان دارویی و طب مدرن افسردگی

دارودرمانی

داروهای ضدافسردگی، تثبیت کننده های خُلقی و داروهای آنتی سایکوتیک (ضد روان پریشی)

درمان افسردگی با دارو 

روان درمانی

رفتار درمانی شناختی (CBT)، درمان خانواده محور و درمان بین فردی

درمان تحریک مغزی

درمان الکتروشوک (ECT) و تحریک مغناطیسی جمجمه ای تکرارشونده (RTMS)

نور درمانی

در این روش، فرد با استفاده از یک جعبه ی نور در معرض طیف کامل نور قرار می گیرد تا میزان ترشح هورمون ملاتونین تنظیم شود.

ورزش

درمان های جایگزین:طب سوزنی، مراقبه و تغذیه درمانی

درمان افسردگی با ورزش

درمان افسردگی با طب سنتی

درمان افسردگی ناشی از شدت سودا:‏

  • سرکه انگبین2 لیوان
  • عسل2 لیوان
  • عرق نعنا1 لیوان

مقداری سرکه انگور طبیعی از این ترکیب یک سوم لیوان ریخته الباقی را آب اضافه کنید و یکساعت بعدشام میل کند(40 الی 120 شب)‏

روغن کنجد یا زیتون را هر شب روی ملاج سرمالیده شود(40 الی‏ 120 شب)‏

 شبی یک لیوان عرق بهارنارنج با یک قاشق مرباخوری فرنجمشک را با کمی عسل میل شود(120 شب)‏

ارده با شیره انگور هفته ای 4 الی 5 وعده صبحانه

شبی یک قاشق مرباخوری اسپند با یک استکان آب قورت داده شود(40 شب)‏

خوردن انجیر شبی 7 عدد،زیتون 7 عدد صبحها،مویز روزی 21 عدد

بادام درختی 14 عدد دانه دانه مثل آدامس جویده شود.‏

کاهش سردیها مخصوصا سودازاها

حجامت عام 1 الی 3 مرحله با تشخیص طبیب هر ماه یکمرحله

استشمام عطرگرم مثل یاس،نرگس،محمدی،مریم،مشک و…‏ ‏(شبها جلو بینی مالیده شود)(40 الی 120 شب)‏

روغن مالی ملاج سرهرشب با روغن سیاه دانه (40 الی 120 شب)‏

تمام راههای درمان پیشنهادی را باتوجه به مزاج خود انجام دهید.

علت افسردگی در دوران بارداری

درمان افسردگی دوران بارداری و بعد از آن

مطالعه علمی اخیرا نشان داده است که آسان ترین درمان برای علاج افسردگی و اندوهی که مادر ممکن است در حین بارداری و پس از زایمان به آن مبتلا شود، انجام تمرین های ورزشی سبک است. مطالعات علمی تأکید می کند که ورزش و تحرک به درمان افسردگی دوران بارداری کمک شایانی می کند؛ این در حالی است که قرآن کریم، 14 قرن پیش در سوره مبارکه مریم(س) به این امر توصیه کرده و حضرت مریم را به انجام آن دستور داده است.

تحقیقات علمی بر اهمیت فعالیت و ورزش جهت درمان افسردگی در دوران بارداری و پس از زایمان تأکید می کند، این در حالی است که 14 قرن پیش، قرآن کریم به آن اشاره کرده است؛ وقتی خداوند عزوجل به حضرت مریم(س) می فرماید که تنه درخت خرما را تکان دهد و ناراحت و غمگین نباشد:آیات 24 تا 26 سوره مبارکه مریم:

«فَنَادَاهَا مِنْ تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیًّا»( پس از زیر [پای] او [فرشته] وی را ندا داد که غم مدار پروردگارت زیر [پای] تو چشمه آبی پدید آورده است)، « وَهُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَیْکِ رُطَبًا جَنِیًّا» (و تنه درخت‏ خرما را به طرف خود [بگیر و] بتکان بر تو خرمای تازه می ریزد) « فَکُلِی وَاشْرَبِی وَقَرِّی عَیْنًا….» (و بخور و بنوش و دیده روشن دار).

در این آیات خداوند به صراحت به حضرت مریم(س) توصیه می کند که ناراحت و اندوهگین نباشد، سپس امر می کند که با جنب و جوش درخت را تکان دهد.

درمان افسردگی بدون دارو 

زعفران

زعفران گیاهی با شاخ و برگ گران غذای بیش تر مردم خاورمیانه است. تحقیقی در ژورنال داروشناسی قومی نشان داده که زعفران سطح سروتونین را در مغز افزایش می دهد.  تحقیق کوچکی که بر روی 38 نفر طی شش هفته انجام شد نشان داد که زعفران اثر فلوکستین را در کاهش علائم افسردگی دارد و اغلب کسانی که از زعفران استفاده کرده بودند عوارض جانبی کم تری نسبت به مصرف فلوکستین که شامل عرق کردن و ناتوانی های جنسی را گزارش کرده اند.

نور درمانی

در روزهای کوتاه و تاریک زمستان برخی از افراد دچار اختلال تاثیرات فصلی می شوند. یکی از راه های کاهش علائم این اختلال نوردرمانی است که در آن فرد نزدیک جعبه ای از نور می نشیند که نور بیرون را تقلید می کند. این درمان معمولا با جلسه های 15 دقیقه ای شروع می شود و روزانه این میزان تا سقف دو ساعت افزایش می یابد. زمان این جلسات به شدت افسردگی و نیز شدت نوری دارد که توسط پزشک مربوطه تعیین می شود. گرچه نوردرمانی، درمان قطعی این افسردگی نیست اما اثرات  کاهش علائم آن را می توان در دو روز حس کرد.

درمان افسردگی با یوگا و مدیتیشن

روغن ماهی

این مکمل که شامل امگا3 است در اسید چرب ماهی هایی چون قزل آلا، تن ماهی و شاه ماهی یافت می شود.

طب سوزنی

تحقیقات زیادی مبنی بر اینکه طب سوزنی آلترناتیو درمانی قطعی برای افسردگی است وجود ندارد و تعدادی از تحقیقات این روش را پیشنهاد می کنند. یکی از دانشگاه های کوچک آریزونا بر روی 33 زن مبتلا به افسردگی تحقیقی انجام داد و دریافت که 67 درصد زنانی که در طب سورنی شرکت کرده اند رو به بهبودی هستند که در مقایسه با گروه کنترل که تنها 27 درصد رو به بهبودی رفته اند رقم قابل ملاحظه ایست. 

مدیتیشن

تحقیقات امیدبخشی نشان می دهد که مدیتیشن در جلوگیری از بازگشت افسردگی نقش ایفا می-کند. تحقیقات بر روی تمرکز حواس درمانی متمرکز شده که مدیتیشن سنتی را با درمان شناختی رفتاری ترکیب می کند. تحقیقی نشان داده بازگشت افسردگی برای افرادی که از مدیتشین استفاده می کنند با کسانی که از داروهای ضدافسردگی استفاده می کنند(حدودا 30 درصد) برابر است و نسبت به کسانی که داروهای بی اثر استفاده می کنند(حدود 70 درصد) کم تر است.  

یوگا

وضعیت های طرح شده در یوگا استرس و علائم افسردگی را کاهش می دهد. تحقیقات نشان می دهد که هم در افرادی که دچار آشفتگی و افسردگی های حاد هستند، یوگا استرس، خشم، افسردگی را کاهش داده و انرژی، خواب آرام و شادابی را به آنها برگردانده است.

 

تجارب نشان داده اندکه آنچه باعث عدم سلامت روان،تنهایی ومشکلات در روابط بین فردی شده اند یا درافراد ایجاد اظطراب وافسردگی میکند عدم سازگاری با شرایط وموقعیتهایی است که فرد درآن واقع میگردد.وبا یک تفکر یکطرفه به قضاوت می پردازد.بیماریهای جسمانی یا افکار وسواسی که فرد با آن دست به گریبان است ریشه در روان فرد دارد از گره های  کور وناهشیار دوران گذشته فرد نشات می گیرد وترس از مواجه شدن فرد را منزوی وعملکرد فرد را تحت تاثیر قرار می دهد .یاران زندگی با شکوه تر از آن است که با آن ستیز کنیم ،انسانها ی اطرافمان با ارزشتر از آنند که به آنها رنج دهیم ورنج ببریم.انسان قویترین وبرترین خلقت آفرینش است قدری درخویش نظاره میکنیم تا دریابیم درجهان هستی ما راه بن بست وجود ندارد .کافی است تا تفکر مان را همگام با لحظه های زندگی بازسازی کنیم وزندگی را به نگاه وتجارب علمی دیگران گره بزنیم تا در یابیم هیچکس تنها نیست وهمیشه راهی هست .خود باوری شاه راه حل مشکلات است به زندگی خویش معنا دهیدم تا باردیگر حریف سرنوشت خویش باشیم وبر صفحات زندگی خویش نقش لبخند وپیروزی حک کنیم .کائنات همیشه پاسخی به اعمال وتفکرمان می دهد نگاه درباره وارزیابی بشرط بازداری میکند از آنچه باعث تفکر منفی می شود .برای رسیدن به سلامت روان قضاوت ممنوع ما کنارتان هستیم….

ترس شدید یا بیمارگونه که در روانشناسی به هراس یا فوبیا (به انگلیسیphobia) شهرت دارد عبارت است از نوعی بیمارگونه و پایدار از ترس در فرد که باعث اختلال در زندگی روزمره وی می‌شود. بر خلاف ترس معمولی که واکنشی زودگذر و طبیعی به یک عامل خطرناک خارجی است، هراس بیشتر ترس از قرار گرفتن در یک موقعیت خطرناک است مانند ترس از پرواز یا ماشین‌سواری. در برخی موارد، فرد هرگز در تماس با چیزی که از آن می‌ترسد نبوده‌است.

هراس‌زدگی (فوبیا)، ترس نامعقول و شدید از یک موضوع، یک موقعیت یا یک شیئ است. در واقع با اینکه فرد می‌داند ترسش نامعقول است ولی توانایی کنترل آن را ندارد و اگر در معرض آنچه که از آن «هراس» دارد، قرار بگیرد موجی از اضطراب، ترس شدید و حتی وحشت‌زدگی بر او چیره می‌شود و این تجربه چنان برایش ناخوشایند است که سعی می‌کند همیشه از آن مورد «هراس آور» دوری کند. در میان اختلال اضطراب، «فوبیاها» از همه شایع ترند. سالانه ۷٫۸ ٪ از بزرگ‌سالان آمریکایی از یکی از انواع هراس‌زدگی رنج می‌برند و هراس‌های بیمارگونه، شایع‌ترین اختلال روانشناختی در میان زنان و دومین اختلال شایع در میان مردان سنین بالای ۱۵ سال است.

ترس یک واکنش طبیعی بشر هنگام مواجهه با خطر است که هدف محافظتی دارد. هنگام مواجهه با خطر، دستگاه عصبی سمپاتیک با ترشح آدرنالین آمادگی «مبارزه یا فرار» را ایجاد می‌سازد. آدرنالین موجب افزایش ضربان قلب و جریان خون در عضلات بدن می‌شود و در نتیجه فرد می‌تواند در شرایط اضطراری بهتر عکس العمل نشان دهد. همچنین میزان قند خون نیز بالا می‌رود. در چنین شرایطی، جسم و روح آماده عمل است. پس در موقعیت‌های خطرناک، ترس، طبیعی و حتی مفید است. اما فوبیا، ترس بیمارگونه یی است که به شدت مبالغه‌آمیز و حتی توهمی است.

 فهرست هراس‌ها

بیش از هشتاد نوع هراس وجود دارد که برخی بسیار نادرند مانند ترس از سرخس! یا ترس از عدد ۸. ولی به‌طور کلی هراس‌زدگی‌ها را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد.

۱)هراس‌های ویژه (مانند ترس از حیوانات، ترس از زخم، هراس موقعیتی مانند ترس از مکانهای بسته و ارتفاع، ترس از بلاهای طبیعی مانند زمین‌لرزه)

  1. جمع‌هراسی
  2. بازارهراسی
  3. علم هراسی

بعضی از هراس‌ها در جنس خاصی یا در سن خاصی شایع‌تر اند، مثلاً فوبی حیوانات در زنان شایعتر است و فوبی بیماری در سنین میانسالی. هراس از پکیج (آبگرمکن دیواری) که پکیجوفوبیا نامگذاری می‌شود.

علت

علت واقعی این اختلال ناشناخته‌است. علت احتمالی آن عبارتست از یک واکنش یادگرفته شده (ساخته شده در ذهن) مثلاً ناشی از تماس با فرد دیگری دارای ترس مشابه، یا داشتن تجربه یک ترس اولیه که همراه با یک شیئی یا موقعیت خاص بوده‌است. یکی از عللی که می‌تواند عامل ترس موهومی باشد تجربه‌ای در دوران کودکی است. ترسی که در ضمیر ناهشیار شخص پنهان است.

درمان

درمان با داروهای ضداضطراب مانند بنزودیازپین‌ها، بتا بلاکرها، SSRIs و مهارکننده‌های مونو آمینو اکسیداز (MAOIs)، سایر داروها مانندبوسپیرون، روان‌درمانی، زنده‌درمانی است. روان درمانی به یکی از چهار شیوه حساسیت‌زدایی منظم، غرقه‌سازی، سرمشق‌گیری و تنش کاربردی انجام می‌گیرد. همچنین می‌توان از نوروفیدبک و بیوفیدبک نیز در درمان غیر دارویی هراس به عنوان روش مکمل دارو درمانی یا در موارد مقاوم به درمان دارویی استفاده کرد.

اختلال وسواس فکری یا عملی، یک اختلال اضطرابی مزمن است که با اشتغال ذهنی مفرط در مورد نظم و ترتیب و امور جزئی و همچنین کمال‌طلبی همراه است، تا حدی که به از دست دادن انعطاف‌پذیری، صراحت و کارایی می‌انجامد.

در اختلال وسواسی- فکری عملی افکار وسواس‌گونه و اضطراب‌آور و ترس با وسواس‌های عملی همراه می‌شود. این وسواس‌های عملی کارهایی وسواس‌گونه هستند که شخص برای کوشش در راه کاهش وسواس‌های فکری خود انجام می‌دهد. این کردارها تکراری و کلیشه‌ای و تا اندازه‌ای غیرارادی هستند.[۲] طبق راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی 5-DSM، اختلال وسواسی – جبری و اختلالات مرتبط شامل اختلال وسواسی- جبری OCD، اختلال بدریخت انگاری بدن، اختلال ذخیره‌سازی، اختلال کندن مو، اختلال خراشیدن پوست، اختلال وسواسی -جبری و اختلالات ناشی از مواد/دارو، اختلال وسواسی-جبری و اختلالات مرتبط ناشی از بیماری طبی، اختلال وسواسی-جبری و اختلالات مرتبط معین دیگر و اختلال وسواسی-جبری و اختلالات مرتبط نامعین می‌باشد.[۳] طبق ملاک‌های راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی برای اختلال وسواسی، به دو گونه فکری و عملی تعریف می‌شود.

 .Aوجود وسواس‌های فکر یا عملی یا هر دو
وسواس‌های فکری :

  1. افکار، تمایلات یا تصورات راجعه و پایداری که در دوره‌ای از اختلال، به شکل مزاحم و ناخواسته تجربه شده و در اکثر افراد موجب اضطراب یا ناراحتی عمده گردند.
  2. فرد تلاش می‌کند این افکار، تمایلات یا تصورات را نادیده گرفته یا سرکوب کند یا با پرداختن به افکار یا فعالیت‌های دیگر (مثل انجام یک وسواس عملی)، خنثی سازد.

وسواس‌های عملی:
۱. وسواس شامل احساس، اندیشه یا تصویر ذهنیِ مزاحم است و اجبار شامل رفتاری آگاهانه و عودکننده‌است. ریشه بیماری وسواساضطراب است و بیماری به دو شکل فکری و عملی بروز می‌کند. چنانچه بیمار در برابر انجام عمل وسواسی مقاومت کند، اضطرابش بیشتر می‌شود. گاهی اوقات کودکان هم دچار وسواس می‌شوند که معمولاً نشانه‌های آن رفتارهای پرخاشگرانه، تکرار کلمات یا لجبازی با اطرافیان است.

فرد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی برای کاهش اضطراب خود که ناشی از فکر مزاحم است، فعالیت دیگری انجام می‌دهد که اضطراب او را کاهش دهد که این شدت اختلال کمک کند.

تحقیقات نشان می‌دهد بین یک تا سه درصد جامعه ممکن است به اختلال وسواس فکری عملی مبتلا باشند.

وسواس.

وسواس عقده، هیجان یا تکانه‌ای است عصبی (ایمپالس) که به شکلی متوالی برخلاف میل بیمار از شکل ناخودآگاه به صورت خودآگاه درآمده و باعث ایجاد پالس‌های عصبی خاص می‌شود تا در او ناراحتی و اضطراب برانگیزد و در نتیجه فرد برای رهایی از آن فشار عصبی، اقدام به انجام عملی خاص کند. مثل شستشوی مکرّر دست‌ها یا شمارش چندباره پول یا کلمات و حروف و غیره. در جواب چنین حمله‌ای معمولاً شخص می‌کوشد از آن بگریزد و آن فکر خاص را از ذهن خود بیرون کند یا آن را با عمل و فکر دیگری جایگزین نماید و البتّه آگاهی دارد که این وسوسه‌ها مزاحم ذهن او هستند و برخلاف تزریق افکار، از خارج تحمیل نمی‌شوند.

عملی تکانه غیرقابل مقاومتی برای انجام یک عمل غیرمنطقی مانند شستن مکرر، دعای مداوم و غیره است.[۶]

بیماری‌زایی.

هرچند دلایل ابتلاء به اختلال وسواس جبری(OCD) کاملاً شناخته‌شده نیست، اما موارد زیر تأثیر زیادی در ابتلاء به این بیماری دارد.

  1. تغییرات جسمی و بدنی؛
  2. محیط؛
  3. کمبود سروتونین؛
  4. سابقه خانوادگی؛
  5. زندگی پر از استرس.

تأثیرات وسواس (OCD) بر روی زندگی فرد مبتلا[ویرایش]

  1. اتلاف وقت
  2. عدم توانایی در تمرکز حواس و ایجاد حواس‌پرتی؛
  3. بازماندن از کارهای اصلی (ازجمله تحصیل علم و مطالعه و درس خواندن و به‌دنبال آن افت تحصیلی)؛
  4. خسته شدن ذهن و بی‌حوصله شدن فرد برای فکر کردن درباره. موضوعات مهم و اساسیِ زندگی و تحصیلی؛
  5. مشکل در برقرای ارتباط و کاهش کیفیت زندگی.

روان‌کاوی.

تشکل واکنشی، ابطال، جداسازی، توجیه عقلی و دلیل‌تراشی مهم‌ترین دفاع‌های روانی هستند که ممکن است منجر به پیدایش وسواس شوند..

همه‌گیری.

نقشه. پراکندگی اختلال وسواس فکریِ عملیِ سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۲

  • مردان و زنان به یک اندازه ممکن است به اختلال وسواسیِ جبری مبتلا شوند. اما ابتلاء به این اختلال در مردان عمدتاً در سنین پایین‌تری نسبت به زنان روی می‌دهد..
  • احتمال تطابق در دوقلوهای همسان بالاتر است.
  • وراثت عاملی برای وقوع وسواس است؛ به‌طوری‌که اگر کسی در خانواده دارای پدر و مادر وسواسی باشد، احتمال اینکه فرزند نیز به وسواس مبتلا بشود، وجود دارد.

درمان وسواس.

اکثر افرادی که مبتلا به اختلال وسواس جبری می‌شوند، در مراحل اولیه برخی از علایم این بیماری را به‌طور خفیف تجربه می‌کنند و می‌توان از تشدید علایم در برخی از آن‌ها پیش از آن‌که به‌طور کامل دچار بیماری شوند جلوگیری کرد. درمان اختلال وسواس اجباری ازجمله درمان وسواس فکری شامل سه مرحلهٔ روان‌درمانیِ شناختیِ رفتاری، رفتاردرمانی و دارودرمانی است. درمان‌های رفتاری اختلال وسواس اجباری شامل رویارویی و جلوگیری از پاسخ( ERP) است. در مرحلهٔ پیشگیری از عادات، یک متخصص به فرد بیمار مبتلا به وسواس کمک می‌کند تا در بازه‌های زمانی طولانی و طولانی‌تری از رویارویی با شرایط استرس‌زایی قرار بگیرد که در آن احساس اجبار برای انجام کاری را می‌کند که استرس و اضطراب او را از بین می‌برد. در این شرایط، بیمار اصطلاحاً با خود درگیر می‌شود و هرچه‌قدر که زمان می‌گذرد و او بیشتر به انجام آن کار احساس نیاز می‌کند، او همچنان در مقابل میل وسواسی ایستادگی می‌کند تا مرحله‌ای که دیگر هیچ اجباری برای انجام آن کار خاص احساس نکند.

نمونه.جالبی از درمان رویارویی و جلوگیری از پاسخ(ERP) در مورد بیماری اتفاق افتاد که حساسیت شدیدی به رنگ قرمز داشت. او در منزل خود، هیچ شیء یا وسیله‌ای به رنگ قرمز نگهداری نمی‌کرد و به هیچ وسیله. قرمزرنگی هم دست نمی‌زد. پزشک روانشناس از او درخواست کرد تا گوشی تلفن همراه قرمزرنگش را بردارد و برای مدت ۱۰ دقیقه در دست نگاه دارد. بیمار در ابتدا از این کار خودداری می‌کرد. در مرحله. بعد و وقتی با اجبار پزشک روبه‌رو شد، دست خود را به‌سمت گوشی برد، اما نتوانست آن را لمس کند. پزشک در یک برخوردِ تقریباً خشن، او را وادار کرد تا به گوشی دست بزند. بیمار، چشمان خود را بست و به گوشی قرمزرنگ دست زد. در مرحله. بعد، پزشک او را وادار کرد که گوشی را بردارد و در دست نگاه دارد. او گوشی را با زحمتِ فراوان برداشت و پس از لحظه‌ای دوباره روی میز گذاشت، اما بر اثر اصرار پزشک، مجدداً آن را برداشت و با چشمان بسته، به‌مدت ۱۰ دقیقه در دست نگاه داشت. با گذشت زمان، بیمار کم‌کم به در دست نگاه داشتن گوشی قرمزرنگ عادت کرد و یادگرفت که چشمان خود را هم باز کند و گوشی قرمزرنگ را بنگرد. این فرایند به‌مدت ۳۰ دقیقه به‌طول انجامید و از همین لحظه بود که بیمار مبتلا به اختلال وسواس اجباری، حساسیت خود به رنگ قرمز را از دست داد، و البته با توجه به اینکه مدتی نیز تحت دارودرمانی بود، تا حدود زیادی بهبود یافت.

به گفته پژوهشگران و پزشکان، درمان رویارویی و جلوگیری از پاسخ در یک فرایند ۲۰ تا ۹۰ دقیقه‌ای اتفاق می‌افتد و احساس اجبار برای انجام کاری که از اضطراب جلوگیری می‌کند، حداکثر ۹۰ دقیقه به‌طول می‌انجامد؛ در نتیجه بیمار درصورتی‌که بتواند ۹۰ دقیقه در برابر فکر وسواسیِ خود مقاومت کند، بر بخش اعظمی از بیماری خود غلبه کرده‌است.

درمان دارویی برای اختلال وسواس اجباری نیز یکی از مراحل مهم در فرایند بهبودی بیمار است. برای درمان اختلال وسواس اجباری از گروهی از داروها که اصطلاحاً آن‌ها را مهارکننده انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIها) می‌نامیم استفاده می‌شود. این داروها مقدار ترشح سروتونین در مغز را افزایش می‌دهند. در مغز بیماران مبتلا به اختلال وسواس اجباری، سروتونین بسیار کمی ترشح می‌شود یا مقدار ترشح شده توسط عصب‌های پیش سیناپس جذب و نابود می‌شود.

این داروها همان‌طور که از نامشان پیداست، از بازجذب یا دفع سروتونین در مغز جلوگیری می‌کنند. این دفع در محل سیناپس‌ها اتفاق می‌افتد یعنی جایی که سلول‌های عصبی (نورونها) به یکدیگر متصل هستند. سروتونین یکی از مواد شیمیایی در مغز است که پیام‌های عصبی را از یک نورون به نورون دیگر در طول سیناپس‌ها منتقل می‌کند.

از این داروها در درمان افسردگی، اضطراب و سایر اختلالات خلقی نیز استفاده می‌شود. SSRIها میزان تراکم سروتونین در سیناپس‌ها را افزایش می‌دهند. آن‌ها این کار را با جلوگیری از بازجذب سروتونین در سلول عصبی که یک پالس مغزی را منتقل می‌کند انجام می‌دهند. بازجذب سروتونین عامل پایان یافتن تولید سروتونین جدید است.

از جمله داروهای رایجی که برای درمان اختلال وسواس اجباری تجویز می‌شوند و در گروه SSRIها جای می‌گیرند، می‌توان به فلوکستین(Fluoxtine)، سرترالین (Sertraline)، سیتالوپرام (Citalopram)، پاروکستین (Paroxetine) و اسیتالوپرام (Escitalopram) اشاره کرد. در درمان اختلال وسواس اجباری همچنین از دارویی‌هایی چون اولانزاپین (Olanzapine) و رسپریدون (Respridone) استفاده می‌شود.

این گروه از داروها معمولاً بازخورد بسیار خوبی در درمان اختلال وسواس اجباری می‌دهند و اثرات جانبی بسیار کمی دارند. سردرد، کم‌خوابی، اسهال و هیجان از جمله اثرات جانبی این داروها هستند.

 

نوبت دهی